جات همیشه تو قلبم خالی میمونه

به خدا خیلی سخته یهویی خبر فوت اولین عشقت ،بهترین و صمیمی ترین دوستت رو بشنوی.به خدا خیلی سخته

 به خدا هنوز شوکم...از 3ساعت پیش که اگهی وعکس ترحیمت رو تو پیج داداشت دیدم دارم دیوونه میشم..ای خدااااااااااااا چرااااااااااااا؟ تو که همین 3 هفته پیش باهام حرف زدی و خوب بودی.عکس جدیدمو دیده بودی پیغام دادی وااااااااییییی فنی چه خوشگل شدی.موهات چقدر قشنگ شده.موهای خودت اوکی شد دیگه؟الان اینا موهای خودته؟؟؟؟ یادته بهت گفتم نه موهای خودم نیست  ولی داره در میاد؟ یادته بهم گفتی خیلی شیک شدی؟ لعنتی حالا من چجوری دیگه نبودنتو باور کنم؟ آخه چرا هیچکی جواب منو نمیده که چه اتفاقی واست افتاده یهویی؟ 2 3 هفته بود که ندونسته دل نگرانت بودم.وایبرت بر خلاف همیشه خاموش بود این مدت.همش فکرمیکردم حتما به خاطر امتحانای دانشگاه و کار زیادت که همیشه برام میگفتی، خاموش کردی.من ازخدا بی خبر از کجا میفهمیدم که واسه همیشه ترکمون کردی؟؟؟؟همش این مدت دلشوره داشتم ..دیروز هر چی زنگ زدم به گوشی هات جفتشون خاموش بودن.همون موقع دلشوره عجیبی تو دلم افتاد.هیچ وقت امکان نداشت هر 2تا همزمان خاموش باشه اونم این همه مدت.اون موقع نخواستم فکر بد کنم.گفتم نکنه رفتی سفر خارج که خاموش کردی.درست فکرکرده بودم.آره رفتی سفر ولی سفر به برگشت..جایی که دستم دیگه بهت نمیرسه.لعنتی بدجور دلمو.قلبمو.همیچیمو سوزوییییییییی

سوختممم بخدا سوختم.تو خواب هم هچوقت فکرشونمیکردم که زودتر از من بری...

بخدا دلم برات خیلی تنگ شده.بهترین دوستم بودی و همیشه میمونی..با اینکه خیلی زیاد با هم دعوا میکردیم و حتی از روی صمیمیت زیاد بهم فحش میدادیم ولی تو رفیق روزهای تنهاییم بودی..اون زمانی که هیچکی به حرفام و درد دلام گوش نمیداد تو بودی که گوش میدادی و تا نصف شب باهام با اس ام اس یا چت حرف میزدی ...درسته که خیلی هم اذیتم کردی..همیشه با هم کل کل داشتیم ،دعوا میکردیم.تو سر و کله هم میزدیم ،من قهر میکردم ولی همین تو بودی که کمک کردی توخیلی چیزا..واسه خوب شدن افسردگیم...واسه پیشرفت تو کارم...وایه خیلی چیزای دیگهکه نمیشه گفت..واسه در اومدن موهام...آره تووووووووو .تو گفتی موهاتو هر روز با تیغ بزن مطمئنم که در میان.تو بودی که هر وقت لج به لجم میذاشتی  و از دستت عصبانی میشدم  و شاکی میشدم که با من درست حرف بزن و چرت نگو میگفتی دلم میخواد. وقتی میبینم حرصت در میاد خوشم میاد باهات کل کل میکنم.دلم میخواد چون دوستمی میخوام مثه پسرا باهات حرف بزنم.

یادته میگفتی تو تنها دوست صمیمی من هستی که همه رازهای منو میدونه؟یادته گفتی حتی با دوستهای پسرم اینقدر که با تو راحتموحرف میزنم با اونا نیستم؟بخدا نمیتونم نبودنت رو باور کنم.تو با من چیکار کردی آخه؟؟؟ نمیخوام باور کنم که نیستی.نمیخوووووووواممممم نمیخوااااااااام. اصلا خواب به چشمم نمیاد. واسه داداشت  و پسر داییت پیغام گذاشتم  ببینم چه اتفاقی افتاده .

سیندی تو که همیشه تو جریان اتفاقات و حرفای بین ما بودی...سیندی بعد اینکه تلفن رو قطع کردم بازم باورم نمیشد، رفتم سایت بهشت زهرا رو رفتم چک کردم  دیدم نوشته تاریخ فوت 93/10/21 !! یعنی تقریبا همون روزی که آخرین بار با هم حرف زدیم !ولی انگار که بردنش شهر خودمون .. ولی محل دفن رو فقط نوشته  (اسم شهرمون) از فرودگاه

داشتم سعی میکردم با کس دیگه ای آشنا شم و احساسمو کم کنم بهت.چون میدونستم هیچ وقت بهت نمیرسم.شدنی نبود .خودت هم همیشه میگفتی با یه نفردیگه قرار بذار برو بیرون .دوست پ*سر پیدا کن .قضیه ما جور نمیشه.با اینکه برام سخت بود بازهمینکه میدونستم یه گوشه این شهر سالم و شاد داری زندگی میکنی برام کافی بود.حتی اگه نمیدیدمت.ولی این ندیدن کجا و اون کجا.

کاش یکی پیدا شه بهم بگه  یهویی چه بلایی سرش اومده.همه چی برام گنگ و نا مفهومه!!!خدایا گیج شدم.مغزم استاپ کرده!!!!!

خدایا به خوانوادش مخصوصا مادرش صبر بده.به من هم صبر بده که دوری و نبودنت واسه همیشه رو تحمل کنم.روحت شاد بهترین رفیق و عزیزم

سرم داره میترکه.صورتم از درد داره منفجر میشه.آرامبخش تو خونه ندارم .خدایا به من صبر  عظیم بدهههههههههههه صبر صبر صبرررررر

تو رو خدا هرکی اینجا رو خوند یه فاتحه واسه عزیز من بخونه

/ 3 نظر / 49 بازدید
مالزی نشین (مانیا)

[ناراحت] خدا رحمتش کنه...

ملیسا

الهی فدات بشم تموم بدنم مور مور شد ، خدا رحمتش کنه عزیز دلم ، میفهممت ، دردتو می فهمم ، ولی هیچی نمیتونم بگم که تسلای دلت بشه ، اصلا ذهنم قفل کرده ، هنگ کردم فقط با خوندن سطر سطر پستت اشک ریختم

shab-nevis

سلام.خیلی سخته خدا بهت صبر بده.براشون فاتحه خوندم.انشاالله که روحش شاد و آروم باشه.