نه تو می مــانی و نه انــدوه ...
و نه هیچیـــــک از مردم ایــــن آبادی...
به حباب نگـــــران لب یک رود قســــم،
و به کوتاهــــی آن لحظه شـــــادی که گذشت،
غصــــه هم می گــــذرد،
آنچنــــانی که فقط خاطــــره ای خواهـــد ماند...
لحظه ها عریاننــــد.
به تن لحظـــه خود،
جامه انــدوه مپوشان هرگــــز
سهراب سپهری
اصولا یه موجودی به نام خ*ر درون تو همه وجود داره که بعضی وقتا خیلی کیف میکنه...این یعنی اینکه الان من خیلی خ*ر کیفم به 2 دلیل!
خیلی ذوق دالم...بالاخره بههههد 2ماه آموزشی که قرار بود 3ماه باشه چون خیلی ازم راضی بودننن و هی التماسم کردن 1 ماه زودتر ازموعد قرارداده رو بستم و الان یه فنجونه کارمند جلوتون نشسته..بهلههههه خواهررر.این بود دلیل اول
جونم براتون بگه به مناسبت دهه مبارکه ز*ج*ر بین شرکتمون و شرکت وابسته و همکارمون یه دوره مسابقه تنیس داره برگزار میشه که بنده هم خیلیییی خوشحاااال رفتم اسم نوشتم ...اولین بازیم هم 3شنبه گذشته بود که به حول و قوه الهی 2 ست پشت هم فنجووونه جووونتون برنده شد...بزنن کف قشنگه رووو..بدووو ماچم کن یکم حال بیام مااادرررر
یعنیییییییییی خیلییی شاهکار بودااااا.. به همکارای خانومم میگفتم نیاین تشویق .پا میشین میاین آبرو ریزی میشه آخه هیچ تمرینی نداشتم...بعد 2سال و بدون تمرین یهوو عین شیر(شما بخون از نوع پاکتیش) پا شدم با اعتماد به نفس چسبیده به سقف رفتم مسابقه.
خلاصه یه 20 دقیقه قبل شروع با همون حریفم یه دست گرمی بازی کردم تا دستم بیاد بازیش..تقریبا 3-4 تا از برو بچ طبقه ما (خانوما) اومدن تشویق من.از واحد حریفم هم چند تا از خانوما واسه تشویق اون اومده بودن...بازی که شروع شد یهووو دیدممم کل پسرای مجرد و متاهل هر دوتا واحدمون یه کاره پاشدن اومدن تماشای بازییییی(همشون هم اهل بگو بخند و مسخره بازی و تیکه و اینا و کلا پسر خاله ان)
منوووو میگیییی اولش تو دلم گفتم دیگه تموم شد..باختی فنجووونه جووون . ولی خدا رو شکر بعد 2-3 دقیقه خودمو جمع و جور کردم و به قول همه در کمال آرامش ظاهری(برعکس حال درونیم) حریف و ناک اوتش کردیم رفت اونم با اختلاف امتیاز زیاد.
از نظر خودم بعد 2سال که اصلا دستم به راکت نزده بودم بازیم خیلیییی معمولی بود.نسبتا ضعیف ولی هرکی که اومده بود تماشا میگفت خیلی قوی هستی و تو گروه خودتون میای بالا و اول میشی!
2چون تعداد خانوماییی که بلدن و شرکت کردن کمه فقط 2تا گروه خانومیم.که گروه ما 5 نفریم واون یکی 4 نفره.مسابقه اولم رو که بردم.1 نفر دیگه از گروهمون رو که 120% مطمئنم میبرمش چون بازیش خیلی ضعیفه .به قول خودش واسه خنده میریم بازی
میمونه 2نفر دیگه که برو بچ اون یکی شرکتن که شنیدم بازیشون قویه و همه بم میگن آبروی شرکتو بخر جلو اون شرکت
خلاصه هم اکنون به دعا های سبزتون نیازمندیم...تنــــکیـــــــــو
آهاااا یه چیز دیگه یکی از همکارای تیمی که من توش کار میکنم داره این 4شنبه واسه همیشه میره استرالیا بهد شنبه گذشته واسه ناهار یه اکیپ تقریبا 30 نفره اعم از مدیر پروژه ،مدیر محصول و ... واسه ناهار تشریفمون رو بردیم ه*ا*ن*ی پ*ا*ر*س*ه ،کلی هم هممونننن اونجا سلفیییدیییم و جاتون خالی عین چی خوردیم..یه عالمه عکس مکس گرفتیم و کلا رستورانو شگفت زده کردیم و خندیدییییم..آیییی حال داد.آی حال داد....بعدمم از فرط ترکیدگی دست جمعی تا شرکت رو پیاده برگشتیم....
الان چند وقته میخوام یه لینکدونی داشته باشم که هر وقت هر کدوم از دوستام که لینکشون کردم آپ کردن من متوجه شم که کی آپ کردن..قبلا تو Blogrolling داشتم همچین چیزی رو ولی الان هرچی میخوام وارد سایتش بشم میگه Domain سایت رو گذاشتن واسه فروش
تو نت یه سرچ هم که زدم یه چیزایی در مورد گودر رید نوشته بود..یه سری کارا رو که گفته بود انجام دادم ولی مثل اینکه گزینه ای که واسه ساخت لینک گوگل هست دیگه تو سایت نیست و نمیشه جدید ساخت...دوستانی که از این لینکدونیها دارن که مطلع میشن از آپدیتها، میشه کمک کنین و به منم بگین چیکار کنم؟؟
دیر فرندز، پلـــــــــــــیز هلپ می
داشتم تو وبلاگها چرخ میزدم که یهو تو وب درگوشی این متن رو دیدم ، با اینکه من کسی رو ندارم که اینارو بهم بگه تو مواقع سخت
ولی بهم کلی انرژی مثبت داد. شاید بالاخره یه روزی یه کسی هم واسه من پیدا شه که این حرفها رو بهم بزنه
.دلم نیومد واسه شمام نذارم.
یکی از نیاز های اساسی هر انسانی
اینه که یه کسی تو زندگیش باشه که وقتی از همه چی نا امیده دستشو بگیره و بهش بگه:
-تو چشام نگا کن
میگم نگاه کن!
هر چی که هس با هم حلش میکنیم
مرگ چاره نداره
تو فقط غصه نخور!
خداروشکر الان حالم خوبه.چهارشنبه آینده دارم میرم شهر خودمون و یه هفته ای میمونم واسه تعطیلات...آخ جووووون خونه خودموووون.دلم واسه اتاق خودم تنگولیده...گرچه روز بعد رفتن من از خونمون،اتاقم توسط دادشه فرصت طلب اشغال شده ...مامانم میگه داداشم تمام عروسکها و کتابا و دم و دستگاهای منو از اتاق ریخته بیرون ...باید برم ببینم چه به سر اتاق و وسایلم آورده. بچه فسقلی پرررروووو عوض اینکه بگه تعطیلیه بیا دلم برات تنگ شده ، به من میگه نیا ،اگه بیای اینجا من کجا برم...
خودشم میدونه حریف من نمیشه بچه پررررووو چشم منو دور دیده هااا!
راستی الان تمام همکارای بخش ما همه اعتصاب کردن و یه بل بشویی راه افتاده اینجا که نگو! حالا دقیق نمیدونم مقصر کی بوده..احتمالا بانک بوده ولی مدیر عامل جوون لطف فرمودن بدون اختارقبلی----->(بخون همون اخطار،هواس که نمیذارن واسه آدم که وگرنه من که املام بیسته خواهررررر
) یه دفعه 10% حقوق 90% بچه ها رو کم کردن... اصولا همیشه اگه میخوان کسی یا تیمی رو تنبیه کنن اول یه اخطاری چیزی میدن بعد ...نه اینکه بدون اطلاع یهو از حقوق کم کنن.تازه اول از همه باید از مدیرای ارشد کم میشد نه این بدبختا که تقصیری نداشتن...یکی از همکارا هم امروز تبدیل شد به مهره سوخته!فکر کن خانومه هیچ ربطی به تیم م*ن*ا*ب*ع ا*ن*س*ا*ن*ی نداشته ولی از حقوق اونم کم کردن.بنده خدا رفته بوده وساطت کنه و بپرسه که چرا از اون هم کم کردن که مدیر بخشمون خیلی بد باهاش حرف زده اونم استعفا داده و در کمال نا باوری درجا استعفاشو قبول کرده
به قول بچه ها یه حرکت تاکتیکی بوده که اگه شماهام استعفا بدین همتون به همین وضع گرفتار میشین
فعلا من برم فضولی ببینم به کجا کشید کار

